آمار سايت



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram

نظرسنجی

سایت از نظر شما؟

بسیار کامل و عالی
خوب و دارای پیشرفت
هنوز کامل نشده
راضی نیستیم
مشکل بودن دسترسی به مطالب



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 126
نظرات : 8


عضویت در خبرنامه

نشانی پست الکترونیک (Email) خود را وارد کنید:

تحویل داده شده توسط FeedBurner

جستجوگر گوگل



جستجو در سايت


شعر تصادفي از سهراب

Google Translation

Translation

Select your Language to Translate Site by Google

نزديك دورها
دومین شعر از دفتر «ماهیچ، مانگاه» :



 زن دم درگاه بود
با بدني از هميشه‌.


رفتم نزديك‌:
چشم ، مفصل شد.
حرف بدل شد به پر، به شور، به اشراق‌.
سايه بدل شد به آفتاب‌.

رفتم قدري در آفتاب بگردم‌.
دور شدم در اشاره هاي خوشايند:
رفتم تا وعده گاه كودكي و شن ،
تا وسط اشتباه هاي مفرح‌،
تا همه چيزهاي محض‌.
رفتم نزديك آب هاي مصور،
پاي درخت شكوفه دار گلابي
با تنه اي از حضور.
نبض مي آميخت با حقايق مرطوب‌.
حيرت من با درخت قاتي مي شد.
ديدم در چند متري ملكوتم‌.
ديدم قدري گرفته ام‌.
انسان وقتي دلش گرفت
از پي تدبير مي رود.


من هم رفتم‌.

رفتم تا ميز،
تا مزه ماست‌، تا طراوت سبزي .
آنجا نان بود و استكان و تجرع‌:
حنجره مي سوخت در صراحت ودكا.

باز كه گشتم‌،
زن دم درگاه بود
با بدني از هميشه ها جراحت‌.
حنجره جوي آب را
قوطي كنسرو خالي
زخمي مي كرد.

 




بازديد : 617 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهری ماهیچ، مانگاه نزديك دورها