به نام خدایی که در این نزدیکی ست...

هم اکنون به دوستداران سهراب سپهری بپیوندید.

امروز 19 بهمن ماه ، 1390
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

آمار سايت



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram

نظرسنجی

سایت رسمی سهراب سپهری به زبان انگلیسی

نباشد بهتر است
بود و نبودش فرقی ندارد
باشد بهتر است
بسیار لازم و ضروری



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 106
نظرات : 0


عضویت در خبرنامه

نشانی پست الکترونیک (Email) خود را وارد کنید:

تحویل داده شده توسط FeedBurner

منوی اصلی

لینکهای سریع
بخش های اصلی
بخش کاربری
بخش مطالب
امکانات سایت
لینکهای خارجی


شعر تصادفي از سهراب

Google Translation

Translation

Select your Language to Translate Site by Google

پاداش
هشتمين شعر از دفتر «زندگي خواب ها» :



گياه تلخ افسوني !
شوكران بنفش خورشيد را


در جام سپيد بيابان ها لحظه لحظه نوشيدم
و در آيينه نفس كشنده سراب
تصوير ترا در هر گام زنده تر يافتم‌.
در چشمانم چه تابش ها كه نريخت‌!
و در رگ هايم چه عطش ها كه نشكفت‌!
آمدم تا ترا بويم‌،
و تو زهر دوزخي ات را با نفسم آميختي
به پاس اين همه راهي كه آمدم‌.

غبار نيلي شب ها را هم مي گرفت
و غريو ريگ روان خوابم مي ربود.
چه روياها كه پاره شد!
و چه نزديك ها كه دور نرفت‌!
و من بر رشته صدايي ره سپردم
كه پايانش در تو بود.
آمدم تا ترا بويم‌،
و تو زهر دوزخي ات را با نفسم آميختي


به پاس اين همه راهي كه آمدم‌.

ديار من آن سوي بيابان هاست‌.
يادگارش در آغاز سفر همراهم بود.
هنگامي كه چشمش بر نخستين پرده بنفش نيمروز افتاد
از وحشت غبار شد
و من تنها شدم‌.
چشمك افق ها چه فريب ها كه به نگاهم نياويخت‌!
و انگشت شهاب ها چه بيراهه ها كه نشانم نداد!
آمدم تا ترا بويم‌،
و تو: گياه تلخ افسوني !
به پاس اين همه راهي كه آمدم
زهر دوزخي ات را با نفسم آميختي‌،
به پاس اين همه راهي كه آمدم‌.



بازديد : 761 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري زندگي خواب ها پاداش