به نام خدایی که در این نزدیکی ست...

هم اکنون به دوستداران سهراب سپهری بپیوندید.

امروز 19 بهمن ماه ، 1390
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

آمار سايت



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram

نظرسنجی

سایت رسمی سهراب سپهری به زبان انگلیسی

نباشد بهتر است
بود و نبودش فرقی ندارد
باشد بهتر است
بسیار لازم و ضروری



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 106
نظرات : 0


عضویت در خبرنامه

نشانی پست الکترونیک (Email) خود را وارد کنید:

تحویل داده شده توسط FeedBurner

منوی اصلی

لینکهای سریع
بخش های اصلی
بخش کاربری
بخش مطالب
امکانات سایت
لینکهای خارجی


شعر تصادفي از سهراب

Google Translation

Translation

Select your Language to Translate Site by Google

نيلوفر
سيزدهمين شعر از دفتر «زندگي خواب ها» :



از مرز خوابم مي گذشتم‌،
سايه تاريك يك نيلوفر


روي همه اين ويرانه فرو افتاده بود.
كدامين باد بي پروا
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد ؟

در پس درهاي شيشه اي روياها،
در مرداب بي ته آيينه ها،
هر جا كه من گوشه اي از خودم را مرده بودم
يك نيلوفر روييده بود.
گويي او لحظه لحظه در تهي من مي ريخت
و من در صداي شكفتن او
لحظه لحظه خودم را مي مردم‌.

بام ايوان فرو مي ريزد
و ساقه نيلوفر برگرد همه ستون ها مي پيچد.
كدامين باد بي پروا
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد؟

نيلوفر روييد،


ساقه اش از ته خواب شفافم سر كشيد.
من به رويا بودم‌،
سيلاب بيداري رسيد.
چشمانم را در ويرانه خوابم گشودم‌:
نيلوفر به همه زندگي ام پيچيده بود.
در رگ هايش ، من بودم كه ميدويدم‌.
هستي اش در من ريشه داشت‌،
همه من بود.
كدامين باد بي پروا
دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد؟



بازديد : 1312 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري زندگي خواب ها نيلوفر