به نام خدایی که در این نزدیکی ست...

هم اکنون به دوستداران سهراب سپهری بپیوندید.

امروز 19 بهمن ماه ، 1390
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

آمار سايت



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram

نظرسنجی

سایت رسمی سهراب سپهری به زبان انگلیسی

نباشد بهتر است
بود و نبودش فرقی ندارد
باشد بهتر است
بسیار لازم و ضروری



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 106
نظرات : 0


عضویت در خبرنامه

نشانی پست الکترونیک (Email) خود را وارد کنید:

تحویل داده شده توسط FeedBurner

منوی اصلی

لینکهای سریع
بخش های اصلی
بخش کاربری
بخش مطالب
امکانات سایت
لینکهای خارجی


شعر تصادفي از سهراب

Google Translation

Translation

Select your Language to Translate Site by Google

فراتر
دهمين شعر از دفتر «آوار آفتاب» :



مي تازي ، همزاد عصيان !
به شكار ستاره ها رهسپاري ،


دستانت از درخشش تير و كمان سرشار.
اينجا كه من هستم
آسمان ، خوشه كهكشان مي آويزد،
كو چشمي آرزومند؟

با ترس و شيفتگي ، در بركه فيروزه گون‌، گل هاي سپيد
مي كني
و هر آن‌، به مار سياهي مي نگري‌، گلچين بي تاب‌!
و اينجا - افسانه نمي گويم‌-
نيش مار ، نوشابه گل ارمغان آورد.

بيداري ات را جادو مي زند،
سيب باغ ترا پنجه ديوي مي ربايد.
و -قصه نمي پردازم‌-
در باغستان من ، شاخه بارور خم مي شود،
بي نيازي دست ها پاسخ مي دهد.
در بيشه تو، آهو سر مي كشد ، به صدايي مي رمد.


در جنگل من ، از درندگي نام و نشان نيست .
در سايه - آفتاب ديارت قصه «خير و شر» مي شنوي‌.
من شكفتن را مي شنوم‌.
و جويبار از آن سوي زمان مي گذرد.

تو در راهي‌.
من رسيده ام‌.

اندوهي در چشمانت نشست‌، رهرو نازك دل‌!
ميان ما راه درازي نيست‌: لرزش يك برگ‌.



بازديد : 649 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري آوار آفتاب فراتر