آمار سايت



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram

نظرسنجی

سایت از نظر شما؟

بسیار کامل و عالی
خوب و دارای پیشرفت
هنوز کامل نشده
راضی نیستیم
مشکل بودن دسترسی به مطالب



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 128
نظرات : 8


عضویت در خبرنامه

نشانی پست الکترونیک (Email) خود را وارد کنید:

تحویل داده شده توسط FeedBurner

جستجوگر گوگل



جستجو در سايت


شعر تصادفي از سهراب

Google Translation

Translation

Select your Language to Translate Site by Google

شب هم آهنگي

هجدهمين شعر از دفتر «آوار آفتاب» :


لب ها مي لرزند. شب مي تپد.جنگل نفس مي كشد.
پرواي چه داري‌، مرا در شب بازوانت سفر ده‌.


انگشتان شبانه ات را مي فشارم ، و باد شقايق دور دست را
پرپر مي كند.
به سقف جنگل مي نگري‌: ستارگان در خيسي چشمانت
مي دوند.
بي اشك ، چشمان تو نا تمام است‌، و نمناكي جنگل
نارساست‌.
دستانت را مي گشايي ، گره تاريكي مي گشايد.
لبخند مي زني ، رشته رمز مي لرزد.
مي نگري ، رسايي چهره ات حيران مي كند.
بيا با جاده پيوستگي برويم‌.
خزندگان در خوابند. دروازه ابديت باز است‌.آفتابي شويم‌.
چشمان را بسپاريم ، كه مهتاب آشنايي فرود آمد.
لبان را گم كنيم‌، كه صدا نا بهنگام است‌.
در خواب درختان نوشيده شويم ، كه شكوه روييدن در ما
مي گذرد.
باد مي شكند ، شب راكد مي ماند. جنگل از تپش مي افتد.
جوشش اشك هم آهنگي را مي شنويم ، و شيره گياهان
به سوي ابديت مي رود.

 





بازديد : 108 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري آوار آفتاب شب هم آهنگي