به نام خدایی که در این نزدیکی ست...

هم اکنون به دوستداران سهراب سپهری بپیوندید.

امروز 19 بهمن ماه ، 1390
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

آمار سايت



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram

نظرسنجی

سایت رسمی سهراب سپهری به زبان انگلیسی

نباشد بهتر است
بود و نبودش فرقی ندارد
باشد بهتر است
بسیار لازم و ضروری



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 106
نظرات : 0


عضویت در خبرنامه

نشانی پست الکترونیک (Email) خود را وارد کنید:

تحویل داده شده توسط FeedBurner

منوی اصلی

لینکهای سریع
بخش های اصلی
بخش کاربری
بخش مطالب
امکانات سایت
لینکهای خارجی


شعر تصادفي از سهراب

Google Translation

Translation

Select your Language to Translate Site by Google

به زمين
بيست و سومين شعر از دفتر «شرق اندوه» :


افتاد . و چه پژواكي كه شنيد اهريمن‌. و چه لرزي كه
دويد از بن غم تا به بهشت‌.


من در خويش ، و كلاغي لب حوض‌.
خاموشي‌، و يكي زمزمه ساز.
تنه ي تاريكي ، تبر نقره ي نور.
و گوارايي بي گاه خطا. بوي تباهي ها، گردش زيست‌.
شب دانايي‌. و جدا ماندم : كو سختي پيكرها، كو بوي زمين‌،
چينه بي بعد پري ها؟
اينك باد، پنجره ام رفته به بي پايان . خوني ريخت‌، بر سينه
من ريگ بيابان باد!
چيزي گفت‌، و زمان ها بر كاج حياط ، همواره وزيد و وزيد.
اينهم گل انديشه ، آنهم بت دوست‌.
ني ، كه اگر بوي لجن مي آيد، آنهم غوك ، كه دهانش
ابديت خورده است‌.
ديدار دگر، آري : روزن زيباي زمان‌.
ترسيد، دستم به زمين آميخت‌. هستي لب آيينه نشست‌،
خيره به من : غم ناميرا.

 



بازديد : 1162 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري شرق اندوه به زمين